آب روشنایی است !!!

شاید از قدیمی ها شنیده باشید که در تعبیر خوابی با موضوع اب می گویند اب روشنایی است و یا در تشریح آبی که در پشت سر مسافر ریخته می شود می گویند آب روشنایی است . بعضا تصور می شود توصیف روشنایی برای آب شاید مربوط به اموزه های دینی اسلام باشد ولی جالب است بدانید این موضوع به عقاید مردم ایران زمین در عهد باستان برمیگردد و در پیوند با آناهیتا(ناهید) الهه آب های روان و مرتبط با سیاره ناهید یا همان زهره هست. در ذیل ابتدا مختصر در مورد اناهیتا گفته خواهد شد و بعد در مورد ارتباط آب و روشنایی صحبت خواهد شد .
آناهیتا یا اَردَویسور آناهیتا در زبان اوستایی نام یکی از الهه های آریایی و یک شخصیت آسمانی هندوایرانی است که الهه آب‌ها پنداشته شده و همچنین با سیاره ناهید مرتبط می باشد و از این رو با نمادهایی چون باروری، شفا , روشنایی و خرد نیز هم آهنگ است .
در مزدیسنا، آناهیتا دختر اهورامزدا و اسپندارمذ است . در یشت‌ها، بخش آبان یشت به آناهیتا پرداخته شده است. در توصیف این الهه این چنین گفته شده است : او الهه ای زیبا و بلندبالا و شجاع با بازوهای سفید توصیف شده است.
واژه پارسی باستان اَناهیتَه «An-āhita» که در پارسی میانه اَناهید «Anāhid» و در فارسی امروزی ناهید تلفظ می شود، از پیشوند نفی اَن (-an، یعنی «نا-») و واژه اوستایی «āhita»، یعنی آلوده پدید آمده است و معنی آن ناآلوده (پاک و بدون خطا ) است.
ایرانیان باستان آب روان را بسیار مقدس می شمردند و به هیچ عنوان آن را آلوده نمی کردند و در تمیز نگاه داشتن آن دقت زیادی داشتند .
گزنفون تاریخنگار یونانی در مورد احترام ایرانیان به اب های روان در کتاب ارزشمند کورش نامه اینچنین می نویسد : کودکان از خانه خود نان و سبزی و هم چنین ظرفی برای نوشیدن آب میاورند. هر زمان تشنه میشدند از آب رودخانه می آشامیدن .ایرانیان در فرهنگستانها به کودکان خود آموزش میدادند تا با لیوان از آب رودخانه ها آب بردارند و بنوشند و آب را آلوده نکنند .
هم چنین با انجام مراسم ویژه ای، به مناسبت های خاص، برای آب قربانی می کرده اند. به این منظور چاله ای کنار آب رود یا سرچشمه می کنده اند و قربانی را در آن جا ذبح می کردند تا خونش موجب آلودگی آب نشود . حتی در عصر حاضر هم هنوز در برخی نقاط مثل استان های کویری مانند یزد و کرمان و … زمانی که آب از چشمه ای فصلی که خشک شده بوده جاری می شود قربانی می کنند و گوشت ان را به فقرا می دهند و اعتقاد دارند که باعث برکت و فراوانی اب می شود .
خشکسالی از دید ایرانیان باستان دیو و نماد اهریمنی و برعکس آن حاصلخیزی و آب نماد اهورایی محسوب می شده است و اصل آفرینش جهان مادی را از آب می دانستند همانطور که خداوند بزرگ در قرآن کریم موجودیت هر چیزی را از آب ذکر میکند ((وجعلنا من الماء کل شی‏ء حی (و هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم) سوره انبیاء .

حال به چگونگی باور پیوند آب و روشنایی می پردازیم .
رضا غیاث آبادی در کتاب نوروزنامه به این نکته اشاره می کند که از ستاره آناهید در متون مکتوب ایرانی همراه با نامی دیگر موسوم به «اَردویسور» یاد شده است که در بالا نیز به ان اشاره شده است و در سراسر آبان یشت اوستا که در اکرام و بزرگداشت او سروده شده؛ از او با نام «اردویسور آناهید» یاد شده است. به گمان نگارنده، این نام و شخصیت منسوب به آن پیش از آنکه در دوره‌های بعدتر به ایزدبانوی بزرگ آب‌ها تبدیل شود؛ نامی برای یک رود و برای یک ستاره بوده است. «اَرِدْوی» یا «اردویسور» نام یک رود، و «آناهید» نام یک ستاره و نیز لقب آن رود بوده‌اند . رود «اردوی»، همان رود آمودریا (جیحون) بوده است که بزرگترین، پرآب‌ترین، طولانی‌ترین و پهن‌ترین رود همه سرزمین‌های ایرانی در دوران باستان بشمار می‌آمد .( قابل ذکر است منظور از همه سرزمین های ایرانی قسمت هایی را که حتی در حال حاضر ضمیمه خاک ایران نیستند می شود ) آمودریا در سرچشمه خود با نام «آب پنج یا پنج‌آب» از بلندی‌های کوهستان «هکر» در بدخشان به دریای فراخکرت یا دریای مازندران روان می‌شود که در دوران باستان و پیش از تغییر مسیر رود آمودریا بسوی دریاچه آرال آب آن مستقیماً به دریای مازندران می‌ریخته است. اما آناهید، همانگونه که گفته شد، نام سیاره معروف ناهید یا زهره بوده که زیباترین و چشمگیرترین ستاره آسمان است.
از آنجا که ناهید از سیاره‌هایی درونی سامانه خورشیدی محسوب می شود و مدارش بین زمین و خورشید است هیچگاه زیاد از مادر مهربان خود مهر یا خورشید دور نمی شود و از دید رصدگر زمینی هیچگاه بیشتر از حدود ۴۷ درجه از خورشید فاصله نمی گیرد. به این ترتیب، ناهید یا پیش از طلوع خورشید در افق شرقی و یا پس از غروب خورشید در افق غربی دیده می‌شود و هیچگاه در میانه‌های آسمان به چشم نمی‌آید. به این خاطر، در هنگامی که ناهید ستاره بامدادی است، همراه با رود آمودریا از بلندی‌های “هکر” بر‌می‌خواسته است و هر دو در یک مسیر و در یک امتداد، یکی بر روی زمین و دیگری بر روی آسمان به سوی دریای فراخکرت روان می‌شده‌اند؛ و هنگامی که ناهید ستاره شامگاهی بوده است، همراه با رود آمودریا به دریای فراخکرت فرو می‌رفته است.
پس در واقع آناهیتا و آمودریا هر دو از فراز کوه‌های شرق ایران برخاسته، در یک امتداد روان شده و هر دو در دریای کاسپی یا مازندران فرو می‌رفته‌اند. این پدیده موجب شده است که ایرانیان باستان نیروی مینوی حاکم بر رود آمودریا و ستاره آناهید را یکی بدانند و از آن با نام «اردویسور آناهید» نام ببرند و حتی ناهید را «آورنده» آب‌های آمودریا بدانند. و نیز از همین جاست که اعتقادی کهن شکل گرفت که هنوز هم ایرانیان باور دارند که «آب و روشنایی از یک سرچشمه‌اند» و یا «آب روشنایی است».
به این نکته‌ها در آبان یشت، که یکی از یباترین بخش‌های اوستا است نیز اشاره شده است: «اوست آن برومندی که در همه جا نام‌آور است. اوست که در بزرگی به اندازه همه آب‌هایی است که بر روی این زمین روانند. اوست نیرومندی که از کوه هکر به دریای فراخکرت فرو می‌ریزد»

محمد مسعود صحت بخش

دوشنبه, فروردین ۲۶م, ۱۳۹۸ اخترباستان شناسی | دفعات بازدید: 18

اضافه کردن نظر